کلبه تنهایی
غروب عاشقان رنگش طلایست *** اگرچه آخرش مرگ و جدایست
وقتی غروب باکوله بارخستگی ازراه میرـسد بی اختیاراشک درچشمانم خانه میکند وترس تمام وجودم را می گیـرد.تـرس ازاینکه شایـد روزی رویای من این چنین آرام غروب کـــند بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
نگارش شدهدوشنبه یازدهم آبان 1388| ساعت
11:33| توسط "دل شکســـــــــــــــته"| |
| قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت |


